فسخ نکاح به دلیل باکره نبودن زوجه
فهرست مقالات

فسخ نکاح به دلیل باکره نبودن زوجه

در حقوق اسلامی و برخی از نظام‌های حقوقی، مسأله باکره بودن زن در عقد ازدواج یکی از مواردی است که ممکن است بر اساس آن، طرفین حق فسخ نکاح داشته باشند. اما لازم به ذکر است که در اغلب جوامع، موضوع باکره بودن زن به تنهایی به عنوان یک شرط ملزم در عقد نکاح به حساب نمی‌آید و در بسیاری از حقوق مدنی و اسلامی، تأکید بر توافق و رضایت طرفین به جای تعیین شرایط خاص قرار دارد.

در صورتی که در عقد نکاح به باکره بودن زن اشاره شده باشد و پس از ازدواج مشخص شود که این شرط برآورده نشده است، زوج می‌تواند حق فسخ نکاح را اعمال کند. این به این معناست که او می‌تواند از اداره دادگاه یا مراجع مربوطه درخواست جدایی یا فسخ نکاح کند.

همچنین ممکن است در برخی جوامع، حق فسخ بر اساس شرایط مختلف متغیر باشد و به عواملی مانند نقض حقوق زناشویی، خیانت، نقض حقوق مالی یا فیزیکی و… وابسته باشد. بنابراین، لازم است قوانین و مقررات مربوط به حقوق خانواده و نکاح در هر جامعه خاصی را مورد بررسی دقیق‌تر قرار داد.

 

مهریه پس از فسخ نکاح به دلیل باکره نبودن زوجه

بنا به ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، اگر نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق مهریه نخواهد داشت، مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد؛ در این صورت، با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است. به عبارت دیگر، اگر زن باکره باشد و نکاح به دلیل نزدیکی به جهتی فسخ شود، مهریه به وی تعلق نمی‌گیرد مگر در صورتی که مرد بیماری عنن داشته باشد، که در این صورت نصف مهر به زن تعلق می‌گیرد.

تفاوت میان فسخ نکاح و طلاق در این است که اگر زن در زمان باکره بودن خود طلاق بخواهد یا زن در زمان باکره بودن، زوجه را مطلق کند، نیاز به پرداخت نصف مهریه دارد. اما در فسخ نکاح، اگر زن باکره باشد، مهریه به وی تعلق نمی‌گیرد و در هر دو حالت طلاق و فسخ نکاح، در صورت عدم بکارت زن، تفاوتی در پرداخت مهریه وجود ندارد.

لازم به ذکر است که اگر فسخ نکاح به دلیل تدلیس زن باشد و این تدلیس و فریب بر اساس ارکان متشکله جرم فریب در ازدواج (مانند انجام مانور متقلبانه همراه با سوءنیت و به قصد فریب) در دادگاه کیفری ثابت شود، زوجه در هیچ حالتی حقی بر مهر ندارد، زیرا به تقلب حقی به دست نمی‌آید.